با اینکه 60 سال از مرگ مرلین مونرو میگذره، اما هنوز که هنوزه چهره او در هالیوود قابل تشخیصه و میلیون ها نفر در اقصی نقاط دنیا اونو میشناسن. اما زندگی کوتاه مرلین مونرو هیچوقت آسون نبوده و باید با مصیبت های زیادی دست و پنجه نرم میکرده.
داستان غم انگیز زندگی مرلین مونرو
این خانومی که تموم دنیا اون رو با نام مرلین مونرو میشناسن نام تولدش نورما جین مورتنسون هست و در روز 1 ژوئن 1926 به دنیا اومد، مونرو نمیدونست پدر واقعی او کیه و کجاست. در کتاب خاطرات مونرو با عنوان “داستان من” او نوشته مادرش عکس مردی رو داشت که شبیه به بازیگر مشهور آمریکایی کلارک گیبل بود. اما مادرش هیچوت نام پدرش رو به مرلین نگفت. متعاقبا هر وقت مونرو درباره پدرش فکر میکرد باورش برای اینکه کلارک گیبل واقعا پدرشه بیشتر میشد. کلارک گیبلی که در آخرین فیلم مونرو یعنی “ناجور ها 1961” با او همبازی بود. در طول زندگی مونرو مادرش یعدی گلادیس بیکر همیشه با مشکلات روانی مختلفی دست و پنجه نرم میکرد.
دو هفته بعد از تولد مونرو مادرش اونو به یک پرورشگاه سپرد و مادرش بخاطر مشکلاتی که داشت در آسایشگاه های روانی مختلفی بستری بود و خیلی سال ها بعد بود که دوباره یه جورایی وارد زندگی مرلین میشه. اولین باری که گلادیس مجبور به بستری در یک آسایشگاه روانی بود، مونرو با هم خونه های مادرش زندگی کرد و بعد با همسایه هاش. همسایه های مادر مونرو سعی کردن اون رو به فرزندی بپذیرن اما مادر مونرو اجازه ی این کار رو نداد و برای همین مرلین مونرو به خونه ی “گریس مکی” یکی از دوستای مادرش فرستاده شد تا با او زندگی کنه. اما در سال 1935 “گریس مکی” درآمد کافی برای نگهداری از مرلین مونرو رو نداشت و برای همین اون رو به یتیم خانه شهر لس آنجلس فرستاد، جایی که مونروی 9 ساله ناراحت و درمونده بود.

آزار جنسی
دو سال بعد “گریس مکی” که تازه ازدواج کرده بود دوباره سرپرستی مرلین رو به عهده میگیره و مرلین مونرو دوباره در خانه گریس و شوهر جدیدش شروع به زندگی میکنه. اما این زندگی جدید زیاد طول نکشید چون مرلین مونرو توسط شوهر گریس مورد آزار جنسی قرار گرفت و بعد از این اتفاق گریس دوباره مرلین رو به یتیم خونه فرستاد.
در طول کودکیش دوازده خانوار سرپرستی مرلین رو به عهده گرفتن و این خانواده ها فقط برای دریافت پول از دولت سرپرستی کودکان یتیم رو به عهده میگرفتن. مرلین مونرو توسط افراد مختلفی در این دوازده خانواده مورد آزار جنسی قرار میگرفت. به گفته خود مرلین مونرو او در دوران نوجوانی برای چند سال دچار لکنت زبان شد که دلیل اصلی اون ضربه روحی وارد شده توسط آزار های جنسی بود.
او سپس دوره های کوتاهی رو با اقوام و دوستان و بستگاه گریس در لس آنجلس زندگی کرد، یکی از این اقوام عمه ی گریس “آنا لور” بود که مثل یک مادر دلسوز بود و زندگی خوبی رو برای مرلین بوجود آورد. بعد از چندسال و با بالا رفتن سن “آنا لور” اون دیگه نمیتونست از مونروی نوجون نگهداری کنه برای همین در سال 1941 و در سن 15 سالگی دوباره برای زندگی به خانه گریس و شوهرش بازگشت.
ازدواج اول
در سال 1942 شوهر گریس برای شغل جدیدش باید به ایالت ویرجینیای غربی نقل مکان میکرد. اما قوانین محافظت از کودکان در کالیفرنیا اجازه ی خروج مرلین رو نداد و دوباره به یتیم خانه فرستاده شد. “ورست مکی” برای اینکه مرلین مونرو زیاد در یتیم خانه نمونه کاری کرد که مونرو در روز 19 ژوئن 1942 و درست پس از تولد 16 سالگیش با پسر 21 ساله ی همسایه خود یعنی “جیمز دورتی” که یک کارگر کارخانه بود ازدواج کنه. بعد از ازدواج مونرو دبیرستان رو رها میکنه و خانه دار میشه. در سال 1943 جیمز به عضویت بازرگانی در میاد و در جزیره سانتا کاتالینا مستقر میشه. جایی که مونرو با او نقل مکان میکنه. ما همچنین برای دوست داران این بازیگر زیبا و اسطوره تابلو مرلین مونرو را آماده کرده ایم که تا با نصب تابلو دکوراتیو مرلین مونرو به دیوار اتاق خودتون عکس این بازیگر همیشه پیش چشمتون باشه
شروع فعالیت هنری
آغاز جنگ جهانی دوم بود که زندگی مرلین مونرو تغییر داد. با آغاز جنگ او در یک کارخانه شروع به کار کرد و در اونجا با یک عکس به نام “دیوید کانور” آشنا شد که برای تقویت روحیه مردم و زنان در زمان جنگ از زنان مشغول به کار عکاسی میکرد. با چاپ عکس ها یک شرکت مدلینگ مرلین مونرو رو استخدام کرد.
زمانی که بعنوان یک مدل شروع به کار کرد موهاش رو بور کرد و نامش رو به مرلین مونرو تغییر داد. او نام مرلین رو بخاطر “مرلین میلر” که یک بازیگر معروف تئاتر در سال های 1920 بود انتخاب کرد و مونرو نام خانوادگی مادرش بود. در سال 1946 بود که با شرکت استودیویی قرن بیستم و فاکس یک قرارداد کوتاه مدت بست، اما برای 6 ماه هیچ نقشی به او ندادن و بعدش فقط چند نقش کوتاه رو به او دادن. بعد از تماشای کارهای کوچیک مرلین شرکت فاکس به این پی برد که مرلین بازیگر بسیار خوبیه و در سال 1950 یک قرارداد جدید با او بست. در طی 2 سال آینده او با بازی در چندین کمدی از جمله “به همان جوانی که حس میکنی” و در درام های “برخورد در شب” و “زحمت در زدن به خودت نده” به بازیگری محبوب تبدیل شد.
هنگامی که فاش شد مونرو قبل از معروف شدن عکس های برهنه میگرفته با یک رسوایی روبرو شد. اما این موضوع به حرفه ی او آسیبی نزد و در عوض باعث افزایش علاقه به فیلم هاش شد. مونرو به سرعت پله های ترقی رو طی کرد و 6 سال پس از شروع به بازیگری در کنار بازیگرایی مثل “جین روسل” در فیلم “آقایان مو بلوند هارو ترجیح میدن” ایفای نقش کرد و بخاطر همین فیلم بود که هم مرلین مونرو و هم جین روسل صاحب ستاره های خود در پیاده روی مشاهیر هالیوود شدن.
تا اینجای کار شرکت های فیلم سازی بیشتر نقش یک بلوند احمق رو به مرلین میدادن تا بازی کنه و شرکت فاکس مسئول ایجاد و مدیریت چهره عمومی او بود و اونا به قدری در مدیریت چهره عمومی مونرو بعنوان یک بلوند احمق موفق بودند که بسیاری از مردم فکر میکردن که مرلین مونرو در زندگی واقعی هم یک بلوند احمقه. اما در واقعیت مونرو یک زن بسیار باهوش بود و به همین دلیل برای 2-3 سال از دنیای بازیگری خداحافظی کرد. اما در سال 1955 برای بازی در فیلم “خارش هفت ساله” که یکی از بزرگترین موفقیت های گیشه در زندگی او بود به فعالیتش بازگشت. بعد از این فیلم مونرو از ادامه کار با شرکت فاکس خود داری کرد و به جاش در سال 1955 شروع با ساخت شرکت تولید فیلم خودش کرد و زیر نظر ” لی استرازبرگ” شروع به مطالعه ی بازیگری همزاد پنداری کرد. در همین سال ها مونرو با اختلالات خلقی دست و پنجه نرم میکرد و لی استرازبرگ از او خواست که به یک روانپزشک مراجعه کنه.
قبل از معروف شدن مونرو دچار افسردگی و اضطراب بود و حالا بخاطر شهرت و فشار بالا مونرو روز به روز افسرده تر میشد و برای همین مونرو شروع به مصرف مواد مخدر و اعتیادآور کرد.

ازدواج های بعدی
مرلین مونرو دو بار پس از به شهرت رسیدن ازدواج کرد. اول با “جو دیماجیو” بازیکن معروف بیسبال و سپس “آرتور میلر” نمایش نویس و هر دوی این ازدواج ها به طلاق انجامیدند.
همچنین مونرو از بیماری اندومتریوز رنج میبرد. بخاطر همین بیماری بود که مرلین مونرو هیچوقت نمیتونست بچه ای به دنیا بیاره و هر بار که حامله میشد جنین نمیتونست درست رشد کنه و سقط میشد.
مرگ مرلین مونرو
طی سال های آینده مونرو به بازیگری تبدیل شده بود که کسی دوست نداشت باهاش کار کنه و همیشه مست سر ست حاضر میشد. روانپزشک او چندین داروی مختلف برای او تجویز کرده بود از جمله “باربیتورات” همون دارویی که مونرو در روز چهارم آگوست 1962 بیش از حد مصرف کرد و اور دوز کرد. و در سن 36 سالگی در خانه اش در لس آنجلس درگذشت.
اما حتی بعد از مرگش هم مونرو هیچ آرامشی نداره. چون مردم میخواستن ببینن دلیل اصلی مرگ او چیه بعضی میگفتن او تصادفی مرده. بعضی باور دارن او خودکشی کرده و بعضیا هم هستن که میگن یکی او رو به قتل رسونده. با اینکه 60 سال از مرگ مونرو گذشته اما هنوز که هنوزه خیلیا چهره او رو میشناسن. مثل نقاشی معروف “اندی وارهول” که صحنه معروف از فیلم خارش هفت ساله. آخرین حضور برجسته مونرو در انتظار عمومی به 19 می 1962 بازمیگرده. یعنی حدود 3 ماه قبل از مرگش، او در مراسم جشن تولد “جان اف کندی” رئیس جمهور آن زمان ایالات متحده آمریکا بر روی صحنه حاضر شد و ترانه ی تولدت مبارک آقای رئیس جمهور رو در حضور او اجرا کرد.
جالبه بدونید بعد از مرگش هفته ای 3 بار و برای 20 سال گل های سرخی بر سر خاک او فرستاده میشد و این گل هارو کسی نمیفرستاد بجز “جو دیماجیو” یکی از شوهرهای قبلی او.

مرلین مونرو و جان اف کندی
همانطور که پیش تر گفتم بعضیا باور دارن که مونرو رو به قتل رسوندن. اونا باور دارن که مرلین مونرو با جان اف کندی و برادرش یک رابطه عاشقانه داشته و احتمالا مافیا برای جلوگیری از افشای روابط پنهانی اونها مرلین مونرو رو به قتل رسونده. شما دوستان عزیز میتوانید پوستر مرلین مونرو رو از سایت سینما تابلو در طرح های متنوع و جذاب سفارش بدید. خرید تابلو مرلین مونرو نشان دهنده علاقه شما به این بازیگر میباشد.
