تابلو کالکشن انیمیشن شرک Shrek

مرتب سازی بر اساس :
فقط موجود ها:

مشاهده همه 4 نتیجه

تابلو کالکشن انیمیشن شرک Shrek

تابلو کالکشن انیمیشن Shrek

شرک دیو سبز رنگی است که تنهایی در کلبه با شکوه خودش در جنگل زندگی می کند و از زندگی خود راضی و خوشبخت است اما مردم شهر کنار جنگل از او متنفر هستند و تلاش می کنند او را بکشند ولی به خاطر ترسشان از دیو ناکام می شوند. (تابلو کالکشن انیمیشن Shrek)

تا اینکه روزی پادشاه شهر دولاک دستور می دهد تا همه ی موجودات افسانه ای را از صاحبانشان در ازای پول جمع کرده و زندانی کنند و در این بین یک خر سخنگو از زندانی شدن توسط سربازان فرار می کند تا اینکه اتفاقی با شرک مواجه می شود و به او از دست سربازان پناه می برد و شرک او را نجات می دهد اما خره که دوست دیگری ندارد تلاش می کند تا با شرک دوست شود ولی شرک او را از خودش طرد می کند و نمی خواهد کسی وارد قلمرو تنهایی او شود

پس خره را از خونه اش بیرون می اندازد تا اینکه شب هنگام متوجه می شود تمام موجودات افسانه ای دستگیر شده به قلمرو خانه اش توسط حکم پادشاه لرد تبعید شده اند پس با راهنمایی خره برای نشان دادن محل حکومت لرد فارکواد به پیش او می رود تا قلمرو خود را پس بگیرد.

لرد فار کواد برای اعلام رسمی پادشاهی خود باید با یک پرنسس ازدواج کند و موجودات افسانه ای را جمع کرده بود تا محل آینه جادویی را از آنها بپرسد. سپس با پیدا کردن آینه جادویی متوجه می شود که پرنسسی به نام فیونا در قلعه ای که توسط اژدها محافظت می شود زندانی شده و یک شوالیه که عاشق واقعی او است باید اژدها را بکشد و سپس با بوسیدن فیونا طلسم او را بشکند و نجاتش بدهد تا فیونا با او ازدواج کند. (تابلو کالکشن انیمیشن Shrek)

بدین تربیت لرد فار کواد مسابقه ای ترتیب می دهد تا در آن بهترین شوالیه را پیدا کند اما ناگهان شرک وارد رقابت شوالیه ها می شود و تمام آنها را شکست می دهد. لرد که توانایی شرک را می بیند تصمیم می گیرد او را به جنگ با اژدها و نجات فیونا بفرستد و در ازای آن خواسته شرک یعنی پس گرفتن قلمرو اش را برآورده کند.

شرک به همراه خره عازم قلعه می شوند و با اژدهای قلعه مبارزه می کنند و درحالیکه خره درحال حرف زدن با اژدها است چون اژدها از خره خوشش آمده است؛ شرک به اتاق فیونا می رود و دست او را می گیرد تا از قلعه بیرون بروند.

شرک که یک کلاه خود بر سر دارد و چهره اش معلوم نیست خلاف انتظار فیونا رفتار می کند.فیونا انتظار دارد تا این شوالیه که در حال نجات او است بسیار عاشقانه رفتار کند و قبل از هرچیزی او را ببوسد اما شرک تنها فیونا وخره را از قلعه بیرون می برد و درحالیکه اژدها از اینکه خره او را ترک کرده عصبانی است پس از نبرد با اژدها موفق می شوند تا به سلامت از قلعه بیرون بیایند.

فیونا به شرک اصرار می کند تا کلاه خود خود را بردارد و هم را ببوسند اما شرک که نگران قیافه دیوی خود است از اینکار ممانعت می کند تا اینکه با اصرار فیونا کلاه خود خود را بر می دارد و فیونا احساس انزجار از قیافه شرک می کند و ماجرای ازدواج با لرد فار کواد را برای فیونا تعریف می کنند و به راه بازگشتشان به قصر لرد ادامه می دهند و در این مسیر فیونا و شرک احساس علاقه نسبت به هم پیدا می کنند اما شب هنگام قبل از غروب آفتاب فیونا سریعا به بهانه خوابیدن خود را به مکانی می رساند تا مخفی شود ولی خره بی اطلاع وارد مخفی گاه فیونا شده و او را می بیند که از یک انسان تبدیل به دیو شده است.

در این هنگام شرک با خودش کلنجار می رود تا به فیونا ابراز علاقه کند.فیونا حقیقت طلسم خود را که روز به شکل انسان است و شب به شکل دیو برای خره تعریف می کند و می گوید تنها بوسه عشق واقعی می تواند این طلسم را بشکند و او را به حالت اول در آورد از طرفی هم فیونا اعتراف می کند که به شرک علاقه مند است اما می ترسد که به خاطر ظاهر دیو مانند خود از طرف شرک طرد شود.

درحالیکه فیونا درباره زشت بودن ظاهر خود با خره حرف می زند شرک این جمله را از فیونا می شنود و فکر می کند فیونا او را زشت و بدترکیب می داند و علاقه اش را قبول نمی کند.پس از ابراز علاقه به فیونا منصرف شده و سربازان لرد را خبر می کند تا هرچه زودتر آمده و فیونا را با خود ببرند. (تابلو کالکشن انیمیشن Shrek)

فیونا که تصمیم گرفته است علاقه خود را به شرک ابراز کند صبح هنگام به حالت انسانی خود باز می گردد اما با برخورد سرد شرک مواجه شده و لرد فار کواد را می بیند که به دنبالش آمده تا او را با خود به قصر ببرد.

لرد فار کواد در ازای تحویل فیونا به شرک سند زمینش را می دهد و فیونا و شرک درحالیکه هردو دچار سو تفاهم شده اند با ناراحتی همدیگر را ترک می کنند.فیونا اصرار دارد تا قبل از غروب آفتاب با لرد عروسی کند تا با بوسه طلسم شکسته شده و دوباره به دیو تبدیل نشود پس همان روز اسباب ازدواج را فراهم می کنند.

شرک که خره را همدست فیونا در درد و دل های شب قبل می داند او را نیز از خود طرد میکند و به خانه اش بر می گردد درحالیکه مدام به فیونا فکر می کند اما خره که اتفاقی دوباره اژدهای قلعه را می بیند با او دوست می شود و با هم به پیش شرک می روند و شرک را مطلع می کند که دچار سوتفاهم شده و اگر فیونا را دوست دارد باید قبل از اینکه ازدواج او با لرد انجام شود مراسم را به هم بریزد پس دوباره ولی اینبار سوار بر اژدها با سرعت بیشتر به قصر لرد فار کواد می روند و شرک مراسم عروسی را به هم می ریزد و به فیونا ابراز علاقه می کند

اما دیگر نزدیک غروب است و فیونا تبدیل به دیو می شود و لرد با دیدن ظاهر دوم فیونا دستور می دهد تا فیونا و شرک را به زندان بیاندازند ولی اژدها لرد فار کواد را می خورد و شرک و فیونا علاقه واقعی خود را نسبت به هم ابراز می کنند سپس با بوسه طلسم فیونا شکسته می شود اما فیونا به همان حالت دیو مانند خود باقی میماند و شرک و فیونا بعد از جشنی با موجودات افسانه ای با همدیگر به ماه عسل می روند.